اول از همه بگم مبخواستم این دفعه مطلب بدم تند تند ولی خوب دیگه دلم سوخت منصرف شدم....
براتون به اتفاق جالب برام افتاد رو تعریف میکنم...
تو این هفته ای که گذشت دوستم بهم زنگ زد حامد بیا با هم بریم پیشه یکی از دوستان که خونشون از شهری که ما زندگی میکنیم 1.5 ساعت راه هستش گفتم باشه فردا صبحش قرار بود بریم رفتم دنبالش دمه خونشون بعدش اومد پایین ساعت 8 صبح بود گفت حامد بیا اینم کلید انباری تنیس ها رو بگیر تا من وسایلامو بگیرم بیام من گفتم ول کن بابا سریع باش من میرما من گفتم برم تنیس رو بگیرم بد نیستا رفتم طرف انباریشون در رو باز کردم در بسته شد حالا هر کاری میکنم در باز نمیشه مشکل داره این انباریشون هم از راه پله ها آسانسورشون کلی فاصله هست حالا ساعت 8 صبح چیکار کنم آبروریزی میشه همه وسایلام موبایل تو ماشینه هیچی نشستم اینم امده دیده من نیستم رفته بالا خونشون نشسته تا من از بیرونی رفتم برگردم منم نشستم ساعت شد 10.15 خواهر دوستم داشته رد میشده دیده کلید تنه دره انباری باز کرد منو دید گفت حامد اینجا چی کار میکنی گفتم هیچی نگو فقط برو واسم آب بیار .....
اینم از خوش شانسی من بیچاره .....
اول سال نو مبارک من به همه دوستام دشمنام که به خون من تشنه هستن![]()
![]()
ایشالله واسه همتون از خدا میخوام که ساله خیلی خوبی داشته باشین![]()
نمیدونم چرا امسال اینقدر خوشحالم خوب چشماشو نگاه کن چشم نزنی
اینو فقط به یکی گفتم که
بد جوری امسال عید اذیتش کردم واسش عیدیشو فرستادم دمه خونشون باهام بی شعور قهر کرده
عید هم بهم تبریک نگفت گفتم باشه میدونم
چی کار کنم بعدش عیدیشو گرفتم بسته بندی
کردم تو ۳۵ تا جعبه پیچوندم خسته شده بودم بعدش دادم به فامیلشون گفتم برو بده بهش بعدش اونم
گرفته بود بنده خدا ۳۵ تا جعبه رو باز کرد آخر تو جعبه کوچولو آخری عیدیشو گرفت زنگ زد گفت حامد
دستت درد نکنه مرسی گفتم خواهش میکنم عیدت مبارک گفت هرچی باز میکردم نمیشد اعصاب بهم
ریخته بود
بعدش کلا عید امسال خیلی تا حالا با خنده همراه بود من که الان ۲ فروردین هست به ا
ندازه ۲ سال خندیدم خوب دیگه بگم اها بگم اینی که گفتم پسره باز نگین کی بوود من دیگه دخترا رو گاو
هم حساب نمیکنم و سالشون رو تبریک میگم همه دخترا رو نمیگم باز نیان بگن چرا دخترا گفتی
دخترایی که منو میشناسن اونایی که باهام خوبن شوخی کردم اونایی که بد هستند جدی گفتم گاو هم
حسابتون نمیکنم![]()
اینم از پیغام سال جدید به دشمنام
خوب سال ۸۸ واقعا اخلاقم عوض شده
همه میگن حامد چرا میگی باشه معذرت میخوام ببخشید آرام صحبت میکنی کل نمیندازی خوب
نمیدونم چیم شده که خیلی شادم امسال البته از انجایی که دمه ساعت تحویل داشتم با یه دیوونه
صحبت میکردم خیلی روم تاثیر گذاشت خوب دیگه الان ساعت ۲۲:۴۵ مهمون خونمون دارن حرف میزنن
نه داد میزنن صداشون تو اتاقم هم میاد برم یکم ور برم باهاشون بخندیم خوب دیگه وظیفه ام بود بیام
پیام نوروزی رو بدم![]()
![]()
