تبليغاتX
خط خطی های من
خط خطی های من
نگارش در تاريخ سه شنبه 15 دی1388 توسط حامد

با عرض سلام این وبلاگ به علت سفر خارج از کشور مدیر وبلاگ و برگشت از سفر و دادن

امتحان های ترم دانشگاه تا 10 بهمن 1388 بروز نمی شود/// حامد بزرگمهر



سلام خوبین؟!!

من که اصلا از این وضعیت وبلاگم خوب نیستم می خوام براتون شرح بدم

تو وبلاگ رسمی این وضعیت افتضاح رو و

هشدار بدم به بعضی ها..

تو کمتر از یک ماه من 168 تا نظر خصوصی داشتم که واقعا نظر هایی که

دیگه حرصمو در آورده آخه مگه من تو

بلاگم گفتم عاشقم بشید گفتم شماره تل بذارید گفتم این کارارو کنید

واقعا بسه بسه این کارارو نکنید یکم جنبه و

ظرفیت داشته باشید فرهنگ وبلاگنویسی رو رعایت کنید اگر در مورد

وبلاگم و سایت رسمیم صحبتی دارید به

شماره زنگ یا اسمس یا نظر درج و بفرستید این کارا چیه  زشته واقعا کارو

به جایی رسوندید که بیام اینجا بگم.......

نگارش در تاريخ چهارشنبه 4 آذر1388 توسط حامد
سلام .

خوبین ؟ خوب خدا رو شکر

اول از همه بگم که من عاشق هیچ کسی نیستم جالبه توجه هیچ کس بعضی ها رفتن تو وبلاگشون نوشتن

آخه بگو با من چی کار دارید خوب ولش اهمیت نداره ...

خوب همه کارا داره پیش میره جز درسا دانشگام که به کندی هر چه تموم تر پیش میره این ترم وضعیت

خیلی بد شده داره تموم میشه هنوز سرعت من لاک پشتی هست...

خوب راستی عید قربان را به همتون تبریک میگم خوب دیگه خوب بخورید ولی زیاد نخورید خوبه دیگه عید قربان و عید غدیر و شب یلدا این ماه کولاک کرده امید وارم به همه خوش بگذره ...

عید قربان مبارک باد

حرف دیگه ندارم و حال هم ندارم نمیدونم چرا خوب همیشه شاد و خوشحال باشید.. خدانگهدار

 

به نام خدا
خداوندی که قادر و توانا و بخشنده هست و همه چیز از آن اوست
آری باز اومد فصلی از زندگی این فصل فصل طبیعت نیست
باد گرم تابستون رفت و جاشو به باد ملایم پاییز داد
روزگار با تموم حوادث خوب میگذرد
؟؟؟؟؟ سوال هایی هست که نمیتوان مطرح کرد نمیتوان در موردش هم حرف زد
چقدر خوب بود آدما همیشه خوشحال باشند با هم خوب باشند مهربون باشند و با هم باشند
مشکلات؟ چرا باید مشکلات پیش بیاد چرا نمیگیم عامل مشکلات خود انسان ها هستند
داستان....
عابری بودم از عابر گاهی رد میشدم جوانی را در اندر خم راهی دشوار دیدم
گفت بایست جوان صبر کن
پیش خود گفتم او دیگر چه میخواهد
گفت نزدیک تر بیا جوان
اندکی خنده بر لبانم اومد که چرا او لهنش مسنانه است
گفت جوان این دفتر خاطرات رو بگیر
ماله خودم هست دیگر لازمم نمیشود شاید لازم تو شود
من هم درنگی نکردم و گرفتم و شتابان رفتم به کارام برسم
شب با حالاتی خسته که بر میگشتم یادم اومد باید دفترچه ای ببینم
دفتر چه را دیدم و خوندم اشک بر چشمانم جاری گشت چه داستان های تلخی
ناراحت بودم که اون خنده اول چرا او مسنانه حرف میزنم فهمیدم این روزگار او را مسن کرده
داستان هایی تلخ نگارش شده بود داستان بی معرفتی داستان بی قراری و داستان  عشق تو خالی
دفترچه رو خواندم تا نگارش آخرین و بعدنابودش کردم
آری اینجا کجاست
اینجا همان فصل تازه زندگی است
نگارش در تاريخ یکشنبه 21 تیر1388 توسط حامد

 persian language (فارسی)

سلام به همه بازدیدکنندگان وبلاگ خودم و ...

تابستون امسال خوبه بد نیست . واسه من که اینطور هست.

قبل از هر چیزی جواب دوستان رو بدم که در مقابله با حرف های من اومدن یک سری حرف های خنده دار

زدنند آخه عزیزای گل خودم مرتضی و اشکان جون من کجا گفتم با شما نبودم دوست نبودم بعدشم اون

زمانی که شما میگید همش با ما بود با ما میخندید اخه قربونتون برم من کجا تو اون تاریخ ایران بودم

سال گذشته اون موقع من سفر خارج از ایران بودم عکس مدارک پاسو گذرنامه هم تو همون صفحه که

شما مطلب دادین من فرستادم بعدشم هم  کاری کردین که مجبور شدین با این افتضاح پاک کنید

مطلبتون رو با نظراتی که عموم تو صفحه فیس داده بودن من باورم اینه که شما دست به هر کاری زدین

باختین همه فرق بین من و شما رو میدونن.بیایید کینه و حسادت رو از خودتان دور کنید بجاش صفا و

صمیمیت رو احساس کنید اینقدر خودتون رو سبک نکنید .

***

خوب از خودم حالا تابستون که خوبه بعد از اینکه نویسنده دیگر وبلاگ رو اخراج کردم مدیر برنامه هام بعد

از ۴ سال رو قطع کردم کارامو احتیاجی ندارم خودم میتونم برنامه ریزی و کارام رو انجام بدم.دوستان واقعا

با نظراتشون لطف داشتن ممنونم ازشون قول میدم از مطالب بعدی از خودم به صورت ریز بگم نه کلی.

***

و حالا با خدای مهربون خودم خدایا ممنونم به خاطر این همه لطفی که به من داری خدایا خودت در همه

حال مواظب من باش و من رو به خودم واگذار نکن.

 

English language (انگلیسی)

Hello to all my blog visitors and

Good summer this year, not bad. Want me is that so.

A friend before I blow anything in my letter to deal with a series of letters Avmdn comedian

 Or I Zdnnd Zyzay flowers and Morteza Ashkan

June where I was not with you I was not like I Bdshm

When you Mygyd Hmvsh with us was our Mykhndyd Qrbvntvn you where I realized I was on Iran

Last year, I travel when I was out of both your passport photo evidence Paso,

Texas that same page

I sent you Dadyn subject Bdshm're too Shdyn that forced this awful delete

I Mtlbtvn with the public opinions that you vainglory

page I believe is you have to be available to any business you call background sound software

Bakhtin all the difference between me and you I Mydvnn.

Rancor and jealousy I come away from yourself and your Bjash Safa

Devotion I feel so light I do not .

*** ***

Now, my good summer after a good writer I fired my other blog Next month program manager

I cut my 4 years of Karamv Mytvnm I do not need planning and I do I Karam. Really friends

Thank Nzratshvn having the kind of content Mydm Azshvn quote myself next to a fine not to say overall.

*** ***

And now I kind God Thank God all this because I favor the restraint yourself God in all

 Be careful and I now I do not assign to myself.

                                                

                                                 (فرانسوی) French language

 

Bonjour à tous les visiteurs de mon blog et ...

 bonne cette année n'est pas mauvaise. -moi qui est fait.

Avant de répondre à toutes les amis vérifier auprès de la Lettre I Lettre une série de rire

fleurs me Morteza Joan et je Lorsque j'étais avec votre ami a été

Lorsque vous étiez avec nous -nous où vous j'ai été Date de

L'année dernière, lorsque j'ai Voyage en dehors de

a été une d'identité vous Il documente le haut

Lisez votre je de travail forcé que le scandale de supprimer

avec le public vous Page orgueil d'être Je vous remettre un miroir pour le travail

La différence entre moi et tous les votre chemin .

venir avec la jalousie et la haine, loin de vous et votre Safa

de se sentir tellement confiance Ne pas style.

*** ***

Bon moi, c'est la bonne après l'autre auteur de blog gestionnaire

 de programme a été congédié mois plus tard

اÀ partir de 4 ans Taille , je n'ai pas besoin de planification et dene . Un très

Avec être sujets atteints de la prochaine me générales suivantes pas.

*** ***

Et maintenant moi-même parce que ce tous, je préfère que vous dans tous vos

 

نگارش در تاريخ جمعه 29 خرداد1388 توسط حامد

 

سلام خوبین خوب الان من بیچاره چی بگم خیلی وقته نیومدم کلی اتفاق کلی خاطره ها شده

من کدومشون رو بگم تقصیر خودمه باید زودتر میومدم ولی وقت نکردم تو این مدت خوب دیگه

 امتحانام شروع شده قرار بود از یک تیر باشه یک دونه رو انداختن عقب از امتحاهانا اینا چیزی نمیگم

الان سکوت میکنم تا تموم بشه بعدش میام در مورد امتحانا کامل میگم الان تو ذهنم بود بیام یه

حرفایی در مورد بعضی ها بزنم پشیمون شدم اها راستی اینو بگم این نویسنده دیگه وبلاگ

 من میام مطالبارو می خونم چرا چیزی نمیگی تو وبلاگ اومدم یه وبلاگ دیگه سر زدم دیدم با پادشاه

 

 هستی گفتم چیزی بهش نگم منم ملکه بیارم ؟؟؟نه تو خودت ملکه هستی دیگه چه

اشتباهی کردم گفتمالان ناراحت میشه اصلا خوب تو انتخابات هم محمود جون اول شد ایول

داش محمود رو ایول خوب تو این مدت خوب بود خوش گذشت خوب الان میخوام براتون بنویسم ولی نمیدونم چرا نمیتونم خوب بنویسم فکرم ازاد نیست باز میام مینویسم فقط اینو بگم این

 بی خود ترین اشغال ترین مطلبی بود نوشتم این نشون میدم یکم ناراحتم که صد در صد همینه یه موقع میام مینویسم که حالم خوب بشه این یاهو هم سریعتر خدا کنه درست کنند همه چی قطعه

 ببخشید دیگه بای  

نگارش در تاريخ شنبه 29 فروردین1388 توسط حامد
سلام خوبین خیلی دیر شد این دفعه قرار بود هر چند وقت یک بار بیام وبلاگم مطلبم رو بذارم ببخشید دوستای گلم و دشمنای حسودمخوب به سلامتی میبینم که مدارس و دانشگاه ها شروع شدن نه دیگه دارن تموم میشن من هنوز تو حالو هوای عیدم خوب از عید به این ور اتفاق خاصی نیوفتاد فقط یک اتفاق افتاد که نمیشه بگم خیلی دوستم ناراحت میشه نمی گم گناه دارهخوب بعد عید جاتون خالی دریا رفتیم خیلی حال داد واسه من خیلی حال داد ولی تو این ماجرا حاله خیلی ها گرفته شد من نمیدونم امروز روز خوبی نبوده واسم ۲۹ فروردین ۸۸ ولی باز میخندم اینو میگن پسر خوب ناراحته ولی می خنده الان یکی که با هام خیلی بده به جونم تشنه هست میگه دیوونه هست میدونم همش میاد سایت و وبلاگم رو میخونه نمیگم کیه ولی آها فقط میگم پسره بابا باز آبروم نبرید تو خیابونیم دوستم داد میزنه حامد وبلاگتو خوندم کیه ها کیه  آبرو آدم رو میبرن بابا من چند بار بگم من از هر چی دختره حالم بهم میخوره البته همه نه باز ناراحت نشن بعضی ها ولی اکثر دختر بی تربیت هستن نه اینطوری شدن خیلی بی شعور شدن خوب دیگه خسته شدم می دونم کم نوشتم ولی قول میدم سه شنبه چند روز دیگه ۱ اردیبهشت بیام چون دانشگاه ندارم تعطیلم خوب باشه آهنگ تکراری شده اعصابم رو خورد کرده  خوب باشه همه رو دوست دارم شما هم منو دوست داشته باشین نداشتین هم به درک بی شعورین دیگه همه تون رو به خدا میسپورم

درباره وبلاگ

سلام
من حامد بزرگمهر هستم دانشجوی مهندسی برق
۱۹سالم تموم شده رفتم تو 20
انسان
بسیار رومانتیک هستم به موسیقی کلاسیک و خارجی علاقه دارم
تو خوننده های ایرانی شادمهر و تو خوننده های خارجی آوریل رو دوست دارم
از دروغ خیلی متنفرم
من یک انسانی هستم به درسم
علاقه دارم و با علاقه می خونم
مذهبم شیعه است و خوشحالم مسلمانم
ایرانی هستم ولی کارهایی که یک انسان عادی
اونم مسلمان شیعه انجام میده انجام میدم نماز می خونم روزه میگیرم قرآن
می خونم و دعا برای امام زمان هم میکنم
راستی از ظاهری
خودم بگم قد من 180 سانتی متر هست وزنم 71کیلو
خدایا شکرت از همه چیز هایی
که دادی به من رنگ مورد علاقه ام قرمز هست
من گلستانی هستم از شهر گرگان هستم و این جا متولد شدم
و کلیه شهر های ایران رو دوست دارم
خوب تو غذا ها از قورمه سبزی خوشم میاد من از اون آدم هایی نیستم
واسه غذا ایراد بگیرم و بگم بدم میاد خوب دیگه مجردم
تو زبان ها از انگلیسی و فرانسوی خوشم میاد ورزش مورد
علاقه ام فوتبال و پینگ پنگ است .
سایت رسمی من www.hamed69.com هست.
و آیدی من در یاهو hamed_69_2009 و همچنین ایمیل من hb@hamed69.com
و شماره تلفن همراه من هم
5864 273 0911 هست فکر نمیکنم صادقانه چیزی باشد از خودم و نگفته باشم.
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
قالب وبلاگ